امشب شب تولدمه و من با کللللی دغدغه و نگرانی یه گوشه ای دراز کشیدم و نمیدونم این همه کار رو چطور سامان بدم...
همیشه وقتی کارام زیادن یا وقتی میخوام برم بیرون و چند جای مختلف کار دارم از شب قبل همه رو روی کاغذ مینویسم و مسیرامو مشخص میکنم و یه براورد زمانی هم میکنم...اینجوری ذهنم اروم میشه و صبح روز بعد به ترتیب به کارام رو انجام میدم...
اما الان انقدر که ذهنم مشغوله و چند تا موضوع مختلف به هم پیچیدن، نشستم بین این همه کارتن و خونه به هم ریخته و کلی وسایل جمع نشده و ...
دو ساعته پامیشم که پاشم اما یه نگاه که به خونه میندازم دوباره دراز میکشم و این ادامه داره...
+تولدمه...یه سال بزرگتر شدم...یه سال پیرتر شدم...یه سال باتجربه تر شدم...
++جالبه اول تیر پارسال قرارداد بستم و اول تیر امسال لستعفامو نوشتم...
+++با اینستاگرام ارتباط برقرار نمیکنم...
برچسب:
نویسنده: یوسف جعفری