پیاده کردن
در سال های اخیر در رادیو و تلویزیون و بسیاری از مطبوعات، ترکیب پیاده کردن را، خاصه در گفت و گو از عقیده یا مسلک یا طرح و برنامه و نظایر این ها، به غلط به کار می برند و مثلاً می گویند: «این اصول را باید هر چه زودتر پیاده کنیم»، «عقیدۀ ما باید در همۀ جهان پیاده شود»، «برنامه ای تنظیم کرده است و می خواهد آن را پیاده کند». در فارسی ترکیب های متعددی هست که می توان در این موارد به جای پیاده کردن به کار برد، مانند عملی کردن، اجرا کردن، محقق کردن، فعلیت بخشیدن، و جز این ها.
فراموش نکنیم که پیاده کردن (متضاد سوار کردن) ممکن است حتی معنایی مخالف مقصود گوینده را برساند، زیرا مجازاً به معنای «سلب مقام و قدرت کردن» است. مقایسه شود با سوار بودن که، لااقل در تعبیر عامیانه، «بر سر کار بودن» و «مسلط بر کار بودن» معنی می دهد و متضاد آن پیاده بودن به معنای «بی اطلاع بودن» و «جاهل محض بودن» است.
برچسب: ننویسیم,
نویسنده: یوسف جعفری